باعرض سلام خدمت بازديد كنندگان عزيز
آدرس سایت رزمي استادكريمي تغيير كردجهت بازديد
ازفعاليتهاي رزمي حاج آقاكريمي
بنیانگذار سبک اسپرت پاور کونگ فو(گرات سان)
دراستان قم
ورئیس گروه گرات سان استان قم
مراجعه فرمایید.
ضمنا نظر یادتون نره...
علائم ظهورمنجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)
به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستندكه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهورمی فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف وباز شدن پرچم و علائم.دیگر.
دسته دوم:علائم حتمی و غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد ودرروایات واحادیث معصومین به آنها اشاره شده است.
علائم حتمی ظهور
علائم حتمی،علائمی هستند كه پیش از ظهور حتماً اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم،مردم متوجه نزدیك شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوندوپس ازآن حضرت ظهور می فرمایندوجهان را با عدالت وحكومت خود، از ظلمها و بدیهامی رهانند.در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهورمی پردازیم:
1- دجّال: دجال شخصی است كه در برخی روایات توصیفاتی برای او ذكر شده است مانند دجال مردی چاق،سرخ رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است كه بر روی آب قرار داردمحل خروج دجال است كه در روایات مكانهای مختلفی برایش نقل شده است ازجمله اصفهان، خراسان، سجستان وهمچنین سرنوشت دجال كه عاقبت به دست چه كسی به هلاكت میرسد كه در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح میكنند بعضی قائلند كه به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذكرروایات نیستیم.
2- سفیانی: در خصوص سفیانی دو دسته.روایت.داریم:
دسته اول اینكه:پیــش ازظهــور حضرت حجت(عج)مردی ازنسل ابوسفیان خروج می كند كه مردی است.ظاهرالصلاح.وبذكرخدامشغول ولی پلید و فریبكار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می كند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای كشتن آن حضرت می فرستدكه دربیابان بین مكه ومدینه درزمین فرومیروند.
دسته دوم:اینكه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانی قد علم خواهند كرد.
3- سیّد حسنی:بر براساس احادیث و روایات، خروج سیدحســنی، ازنشانــههای ظـهـور حضرت مهدی(عج)است.
امام صادق فرمودند:سید حسنی جوانی خوش سیماست كه از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت ویاری آل محمدrقیام مینماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر میآورد كه به یاری آل محمدبرسید و از شما طلب یاری میكند. مردان از طالقان كه شوق شدید به جهاددارندبه اوپاسخ مثبت میدهند سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی رابه دست میگیرد و اندكی پیش از ظهور به سوی عراق وكوفه میرود و از دیلم و قزوین تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاك میكند و سرانجام كوفه را محل اقامت خویش قرار میدهد؛ مدتی در كوفه اقامت مینمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج)به ایشان میرسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف میشوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را مینماید.
4- قیام سید خراسانی:قیام قیام سید خراسانی یكی از علائم و نشانه های ظهورمهدی موعود(عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد«خروج خراسانی، سفیانی و یمانی در یك سال و یك ماه و یك روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند كه خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف كوفه در حركت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود كه قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می روددر مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از كلمه «فتی» كه در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذكر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی كه برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یكی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینكه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیكی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد كه آیا به معنی خال معروف است و یا اینكه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است.
علائم غیر حتمی
علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممكن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانهها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگیرد و بدین بیان كه: این نشانهها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینكه گفته شود: نامه رسان هنگامی میآید كه هوا صاف باشد. منظور این است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این كه هر وقت هوا صاف بود او میآید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است كه حضرت مهدی (عج) در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این كه هر وقت این اوضاع پدیدار شد، حضرتش باید ظهور كند. از مباحث یاد شده بر میآید كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانههای ظهور هستند.از جمله علائم غیرحتمی ظهور، گسترش وفراگیرشدن فسادمیباشد
*یكی دیگر از علائمی كه در روایات به آن اشاره و تاكید شده است، تعطیلی امر به معروف و نهی از منكر در جهان و خصوصاً در بین مسلمین می باشد
*علامت دیگر كه به عنوان علامت آخرالزّمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد.
*علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است كه«درآخر الزمان قطع رحم شایع گردیده ومردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند،آنگاه كه بزرگترهابركوچكترهامحبت نكنندو حیای كوچك ترها بسیار كم شود.» * یكی دیگر از علائم این است كه پدران فرائض مذهبی و دینی را به فرزندان خود یاد ندهند و به فكر یادگیری فرائض الهی و مسائل دینی از ناحیه فرزندان خود نباشند. و در روایت آمده است كه پدران به این قانع هستند كه فرزندان آنها متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند.
مكـان ظهور
طبق طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنى، كه قیام شكوه مند آن مصلح جهانى از سرزمین و از مسجد الحرام، كنار كعبه ى معظمه، آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او كه فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت هستند، در میان ركن و مقام، با آن حضرت بیعت مى كنند.آنگاه، تعداد دَه هزار نفر تكمیل مى شود و وجود مقدّس حضرت بقیه الله (عج)باسپاه دَه هزار نفرى،ازمكّه حركت میكنندوبه اصلاح جهان مى پردازند مفضّل ازحضرت صادق میپرسد:«اى آقاى من!حضرت مهدى (عج)از كجا و چه گونه ظهور مى كند؟». حضرت فرمودند:«اى مفضل! او به تنهایى ظهور مى كند و به تنهایى كنار كعبه مى آید و به تنهایى شب را در آن جا مى گذراند.».
در روایت دیگرى مى فرماید: «چون مهدى به در آید، به مسجدالحرام رود.روبه كعبه وپشت به مقام ابراهیم بایستد.دوركعت نماز گزارد.آن گاه فریادبرآورد:«اى مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسى و عیسى و محمد.منم صاحب قرآن و زنده كننده سنّت..

«ضربت صفین»
بنده خداداشت چرت میزدخیلی خسته به نظرمی رسیدگاهی چنان سرش پائین می آمدکه چانه اش به سینه اش می رسید،سرش رابالاگرفت ولی این دفعه چنان سرش پائین افتادکه عمامه ازسرش پرت شدعمامه اش رابرداشت ولی چشم ما افتادبه سرش که اثرزخم عجیبی داشت،همه ازدیدن آن درشگفت شدند،پدرم ازعلّت آن پرسید؟جواب داداین اثرازجنگ صفین است.
پدرم باتعجب گفت جنگ صفّین کجاوتوکجاقرنهاازنبردجنگ صفّین گذشته است گفت:آری داستان جالبی دارم،گوش کنید.
درسفری که بسوی مصرداشتم بامردی ازاهل غزه دربین راه رفیق شدم روزی سخن ازجنگ صفّین به میان آمد رفیقم گفت: اگرمن درجنگ صفّین بودم شمشیرم را ازخون علی سیراب می کردم،من نیزگفتم: اگرمن هم می بودم شمشیرم را ازخون معاویه ویارانش رنگین می کردم.بگوومگوبین ما در گرفت.رفیقم گفت حساب کن اکنون جنگ صفین است توطرفدارعلی من هم طرفدارمعاویه ام،بیاباهم بجنگیم تادادخودرا ازیکدیگربستانیم این راگفت ودست به قبضه شمشیربردوبه من حمله کردمن نیزشمشیرکشیده بسوی اوتاختم زدوخوردسختی درگرفت تاآنکه آن شخص ضربت محکمی برفرقم زدکه من ازهوش رفتم دیگرنفهمیدم چه شد،پس ازلحظه ای چشم گشودم سواره ای رادیدم که ازمرکبش فرودآمده ودرکنارم نشسته ومعلوم می شودکه اومرابهوش آورده است.
سپس دست مبارکش رابرجراحت سرم مالیدفوراً آن جراحت بهبودیافت وناراحتی ام ازبین رفت،آنگاه به من فرمود: اندکی اینجابمان تابرگردم سواربراسب شدوازنظرم ناپدیدشد.چیزی نگذشت که آن سواره پیداشدوسربریدۀ آن شخص واسب ونیزه اورابرایم آوردوفرمود: این سردشمن توست چون تومارایاری کردی مانیزتورایاری کردیم.«ولینصرن الله من ینصره»«خدایاری کنندگانش رایاری می کند»
من چون این آقائی ومحبت را ازآن آقا دیدم عرض کردم خودتان رامعرفی فرمائید،فرمود:من محمدبن الحسن صاحب الزّمان می باشم وهرکه ازتودربارۀ این زخم پرسیدبگواین ضربت صفین است این رافرمودوازنظرم ناپدیدشد.
«دارالسلام عراقی،ص278»
ای قلم از قدرتی غالب بگو از علی بن ابی طالب بگو
از علی مرد سیاست مرد دین از علی تنها ترین مرد زمین
بیعت ما دوستان عین ولاست زاده ی زهرا علی روح خداست
عده ای از همرهان جاهل شدند در حمایت از علی کاهل شدند
خاک شهر کوفه بر سرهایتان پس چه شد ایمان و باورهایتان
پشت بر مولا زهرا کرده اید هیچ و شرم از این شهیدان کرده اید
حرفی از اعماق ایمان می زنم با لب و حلق شهیدان میزنم
سامری ها با قلم بت ساختند فتنه در دامان دین انداختند
مکر داخل کفر خارج را ببین رونق کار خوارج را ببین
دین فروشان قلعه در باور زدند یک به یک پشت قلم اردو زدند
با اساس دین تسامح می کنند پای ارزش ها تساهل می کنند
هدیه بر رقاصه ها واجب نبود قدر عالم کمتر از مطرب نبود
تا که گردد فتنه و آشوب کم جبهه ای ها باز باهم هم قسم
نائب مهدی ولی داریم و بس شیعیان سید علی داریم و بس
سید علی فدائیم(کریمی)
گفتارهایی ازآیت الله بهجت
بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان،دعای فرج امام زمانu است؛ البته دعایی که در همة اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنیهایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جملة شرایط دعا است.
مخصوصاًدعای شریف «الهی عظم البلاء» را بخوانیم و از خدا بخواهیم که صاحب کار را برساند. با او باشیم. اگر رساند که رساند و اگر نرساند حداقل از کنار او دور نشویم. از رضای او دور نرویم.امام زمان حرفهایی [را] که ما با یکدیگر میزنیم، میداند. در هر حال برای تعجیل در امرفرج و رفع نگرانیها و گرفتاریها و نجات و اصلاح حال مؤمنین [این دعا] را بخوانیم: «اللّهمّ اکشف هذه الغمّة عن هذه الامّة بظهوره» خداوندا با ظهور حضرت حجّت این ناراحتی و نگرانی را از این امّت برطرف نما! تنها انتظار فرج کافی نیست «تهیّأ» (= آمادگی)، اطاعت و بندگی نیز لازم است؛ مخصوصاً با توجّه به قضایایی که پیش از ظهور امام زمان u واقع میشود به حدّی که «ملئت ظلماً و جوراً». خدا میداند که به واسطة ضعف ايمان بر سر افراد چه ميآيد. خدا کند که ظهور آن حضرت با عافیت مطلق برای اهل ایمان باشد و زود تحقّق پیدا کند.
ابتلاءات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان میآید، کارد به استخوان رسیده است. بیماریهای مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود.دعای فرج اگر موجب فرج عمومي نشود براي دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إنشاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست». برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل میشدند و نتیجه میگرفتند ولی متوجّه امام عصرuنیستند. ما بايد به بیش از اينها به امام عصرu متوسل باشيم تا نتيجه بگيريم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب(ع) را بشناسد و به آن پناه برند امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.از ازمهمترین دعاها،دعای فرج امام زمان u است. همة مشکلات مردم و حکومتها از غیبت آن حضرت است. برای رفع مشکلات اجتماعی و حوائج مردم باید همانطوری دعا کرد که انسان برای رفع مشکل خودش دعا میکند. دعا اگر دعا باشد تأثیر خواهد کرد». دعای دعای تعجیل فرج دوای دردهای ماست،در روایت است که در آخرالزمان همه هلاک میشوند، مگر کسانی که برای فرج دعا کنند. «إلّا من دعا بالفرج» ائمهu ما با این بیان، خیلی به اهل ایمان و شیعیان عنایت کردهاند تا خود را بشناسند. یعنی اگر برای فرج دعا میکنید علامت آن است که هنوز ایمانتان پابرجاست. [معصومین] فرمودهاند: در آخرالزمان این دعای فرج را که دعاي «تثبيت در دين» است بخوانيم: «یا الله، یا رحمان، یا رحیم یا مقلّب القلوب، ثبّت قلبی علی دینک» درزمان غیبت به خواندندعای«اللّهمّ عرّفنی نفسک...» سفارش شده است. به حجّ که میروید اهمّ حاجات را از خدا بخواهید و آن فرج حضرت ولیّعصر است که فرج بشریّت است. بعد از آن نابودی حکومتهای فاسد و جائر را بخواهید. خدا کند راهی برای «شرح صدر» پیدا کنیم که به واسطة رئیس و [سَروَرمان] تحیّر قلبیمان برطرف شود. « فرج » ولو یک ساعت باشد، بعد از آن روشنایی است ائمهu ما این مطلب را با ما اتمام حجّت کردهاند و فرمودهاند: «برای فرج بسیار دعا کنید»، البته نه با لقلقة زبان. خودامام در مسجد سهله، جمکران، در خواب و بیداری در گوش افرادی از دوستانش بدون اینکه او را ببیند، فرموده است: « فرج من نزدیک است، دعا کنید» یا به نقلی فرموده: « فرجم نزدیک شده دعا کنید «بداء» حاصل نشود». چه مصائبی برامام زمان uکه مالک همة کرة زمین است وارد میشود. آن حضرت در چه حالي هستند و ما در چه حالى! او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم. کسانی که در خواب و بیداری تشرّف حاصل نمودهاند از آن حضرت شنیدهاند که فرموده است: «برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید». خدا میداند تعداد این دعاها بايد چقدر باشند تا مصلحت ظهور فراهم آيد. باید دعا را با شرایط آن انجام داد و توبه از گناهان از جمله شرایط دعا است. چنانکه فرمودهاند: «دعاء التائب مستجاب» نه اینکه برای تعجیل فرج دعا کنیم [در حالی که] کارهایمان برای تبعید (= به تأخیر انداختن و دور کردن) آن حضرت باشد. خدا خداچه صبری داده به حضرت غایبuکه هزار سال میبیند بر سر مسلمانها چه بلاهایی میآید و خود آنها چه بلاهایی بر سر هم میآورند و همه را تحمّل میکند. امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعة مظلوم، صاحبشان را برساند زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نيست تا کى! در تمام امّتهای گذشته مقدّر شده است ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقتِ نامعلوم و غیر مقدّر اتفاق نیفتاده است.اگر اگربدانیم دعای ما اثر دارد و باز دعا نکنیم، مقصرّیم. حضرت غایبu عجب صبری دارند! با اینکه از تمام آنچه که ما میدانیم یا نمیدانیم اطّلاع دارد و از همة امور و مشکلات و گرفتاریهای ما باخبر است.خودحضرت مهديuهم منتظر روز موعود است و خودش میداند که چه وقت ظهور ميکند. اینکه گفته میشود آن حضرت وقت ظهورش را نمیداند، درست نیست.دعای تعجیل فرج دواي همه دردهاي ماست. میپرسند: «چرا این همه دعا میکنیم مستجاب نمیشود؟» [پاسخ این است:] شرط استجابت دعا، توبه است. لذا ملائکه میگویند: چرا دعا را با شرطش که توبه باشد به جا نمیآورید تا مستجاب شود؟ ما بایدامام زمانu را حاضر فرض کنیم. هرجا میرود، برویم و میتوانیم! ولی گویا نمیخواهیم در راه رضای آن حضرت باشیم، نه اینکه رضای آن حضرت را نمیدانیم یا نمیتوانیم تحصیل کنیم. مهمتر از دعا برای تعجیل فرج دعا برای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او میباشد. اگر ظهور آن حضرت نزدیک باشد، باید هر کس خود را برای آن روز مهیّا سازد از جمله آنکه از گناهان توبه کند. همین توبه باعث میشود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده، از سر شیعه رفع و دفع گردد. آقایی که زیاد به مسجد جمکران میرود، میگفت: امام زمانu را در مسجد جمکران دیدم به من فرمود: «به دلسوختگان ما بگو برای ما دعا کنند». او هزار سال است که زندانی است. لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران میرود باید که اعظم حاجت (= بزرگترین خواسته) نزد آن «واسطة فیض» یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد. حضرت غایبuدارای بالاترین علوم است و «اسم اعظم» پیش از همه در نزد خود آن حضرت است، با اینهمه به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: «برای من دعا کنید». در حالی که امام زمانu مُرده را زنده میکند، خود در زندان وسیع [دنیا] به سر میبَرد. امّا در مورد خود حق ندارد، هرچند برای دیگران مخصوصاً در امور فردی عنایت خاصّی دارد امّا در امور اجتماعی که مربوط به خود آن حضرت است، خیر! خدا کند ارتباط شیعه و اهل ایمان، با امام زمان uقوّت بگیرد تا در مقام صبر، صبر و تحمّل کنند. [یقیناً] دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت مؤثر است، امّا نه لقلقة زبان و «عجّل فرجه» خشک و خالى.دعای فرج مثل نماز نافله، عمل مستحبّی است. یعنی راستی وجدّی از غیبت امام متأثر باشیم و از خدا بخواهیم که فاصلة هزار و چندصد ساله را که میان مردم و «واسطة فیض» افتاده است، برطرف شود و به پایان برسددعای باحالِ حُزن و اندوه و با تأثر قلبی از مردم واقع نمیشود. اگر میشد، قطعاً وضع اینطور نبود. راه خلاص از گرفتاریها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّعصرuآن هم با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه تا رابطة ما با ولیّامر و امام زمان u قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطة ما با ولیّامرuهم در اصلاح نفس است.
راههای ارتباط باامام عصر |
راه ایجاد و ارتباط با اهل بیتuو مخصوصاً حضرت ولیّعصرu عبارت است از «معرفت خداوند متعال» و بعد «اطاعت محض از پروردگار». این دو، موجب حبّ به خداوند و محبّت نسبت به همة کسانی که خداوند آنها را دوست میدارد؛ مثل انبیا و اوصیا مخصوصاً علاقه و ارتباط با محمّد و آل محمّدuمیشود که نزدیکترین آنها به ما حضرت صاحبالامرuاست.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولیّعصرu تشرّف حاصل کند. بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمهu بهتر از تشرّف باشد، زیرا هرجا که باشیم آن حضرت میبیند و میشنوند. ضمناً عبادت درزمان غیبت افضل از عبادت درزمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهارu مانند زیارت خود حضرت حجّت است.
درزمان غیبت عنایات و الطاف امام زمانuنسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده. باب بقا و حضور کلّاً مسدود نیست، بلکه اصل «رؤیت جسمانی» را هم نمیشود انکار کرد. ما در دریای زندگی در حال غرق شدن هستیم. دستگیری «ولیّ خدا» لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّعصرuاستغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.کجا رفتند کسانی که بـا صاحــبالــزّمان ارتـــباط داشتند؟ ما خود را بیچاره کردهایم که قطع ارتباط نمودهایم و گویا هیچ چیز نداریم. اگر بفرمایید: به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ارتکاب محرّمات ملتزم نیستید. او به همین امر از ما راضی است. ترک واجبات و ارتکاب محرّمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.
تنها پیدا کردن و دیدن آن حضرتu مهم نیست. زیرا دیدن آن حضرت در عرفات یا در جای دیگر که همیشه میسور نمیشود و ممکن نیست. [امّا] اگر مشرّف شدید به آن حضرت نگویید که از خدا برای من زن، خانه، دفع فلان بیماری یا امراض بهخصوص و... بخواه. زیرا اینها چندان اهمیت ندارد. همچنین آقای دیگری گفت: در اعتکاف مسجد کوفه آن حضرت را در خواب دیدم که به من فرمود: اینهایی که به اینجا آمدند از مؤمنین خوب هستند ولی هر کس حاجتی دارد و برای برآورده شدن حاجت خود آمده است مانند خانه، فرزند. و هیچکدام برای من نیامدهاند. مطلب همینطور است. هر کدام در فکر حوائج شخصی خود هستیم و به فکر آن حضرت نیستیم.
هر هرکسی باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجّت وفرج شخصی خویش پیدا کند؛ خواه ظهور وفرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک. عدهای بودهاند که گویا حضرت غایب در پیش آنها حاضر و ناظر بوده است. آن حضرت آنقدر به ما نزدیک و از حال ما باخبر است امّا ما از او غافل و بیخبریم و میپنداریم که دوریم! حیف که ما قــــدردانِ نعمتِ ولایت
نیستیم.حاج محمّدعلی فشندی(ره) هنگام تشرف به محضر حضرت صاحبu عرض میکند: مردم دعای توسل میخوانند و در انتظار شما هستند و شما را میخواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت میفرماید: دوستان ما ناراحت نیستند! کسانی که منتظرفرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. آرى! تشنگان را جرعة وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت میدهند. آیا ما تشنة معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمیدهد با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرّان عالم رسیدگی میکند؟! آن حضرت از چشم ظالمان محجوب (= پنهان) است. «المحجوب عن اعین الظالمین» امّا کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمان معاشرند و نه در خانه و محلّة ظالمان هستند، آن حضرت از دیدة آنها محجوب نیستند. ثانیاً ثانیاً: دیدن با چشم موضوعیت ندارد بلکه طریق و وسیلهای است برای حصول یقین. اگر آدم از پشت پرده، صدایی را شنید و بودن گویندهای را یقین کرد و او برای ما خبرهایی داد که مطابق با واقع شد، [ما] به وجود گوینده، یقین پیدا میکنیم هرچند چشمانمان او را نبیند. . ثالثا:همین دیدن را خیلی از بزرگان علمای ما هم ادّعا کردهاند، که اگر بگوییم آنها دروغگو بودهاند، دیگر معلوم است که ما در چه حالی هستیم.
فوايد خواندن دعاي فرج
درروایات فوائد متعددی برای دعای فرج آمده است ازجمله اینکه:
مايه ناراحتي شيطان لعين است.
مايه استجابت دعا مي شود
باعث نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان مي شود باعث آمرزش گناهان مي شودشفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال اومي شود
نشانه انتظار است فرج مولاي ما حضرت صاحب الزمانuزود تر واقع مي شود
باعث طولاني شدن عمر است
هنگام مرگ به او مژده مي رسد و با او به نرمي رفتار مي شود
باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او مي شود
محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بودکردار بد او به کردار نيک مبدّل مي شوددعاي اميرالمومنينuدر حق او در روز قيامت است
بي حساب داخل بهشت مي شود

یامهدی این جمعه هم گذشت نیامدی....عدالت روز به روزکم می شود.بیاوخودت بده حق رابه کسی که ازش گرفته اند.
فقط بیا مولای من
یکــی ازاعضـاءهیئــت امنــاءمسـجد مقدس جمکران که توفیق بیش از بیست سال خدمت به این مسجدرا داردچنین نقل میکند:
درسن51 یا52 سالگی بودم شب جمعه بودومن طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم.
جلوایران مسجد قدیمی،کنارمرحوم حاج ابوالقــاسم کارمند مسجدکه داخل دکّه مخصوص قبض می داد و پول میگرفت نشسته بودم.نماز مغرب وعشاء تمام شده بودوجمعیت کم وبیش مشرف می شدند.
درهمین حال ناگهان خانمی جلو آمد،اودست دخترش راکه12یا13 ساله نشان میداد گرفته بود.
یک پسر بچه تقریباً9 ساله هم دربغل داشت پاهای بچه فلج بودنگاهی به آنهاکــردم.وگفتــم:بفرماییــدامـری داشتید؟
خانم سلام کردومن هم جواب دادم بدون هیچ مقدمه ای گفت: من نذر که امام عصر(عج)بچه ام راامشب شفا بدهــدپنج هــزارتومــان بدهـم حالا می خواهم اول هزارتومان بدهم.
من گفتم:آمدی امتحان کنی؟
گفت:پس من چه کنم؟بی درنگ به اوگفــتم:نقدی معامــله کن،باقاطعیّت بگواین پنج هزارتومان کمی فکرکردوگفت:خیلی خوب قبوله.پنــج هزارتـومان رادادوقبـض گرفت ورفت.بعدازسه چهارساعت، آخر شــب بودمن اصلاًقضــیه را فراموش کرده بودم دیدم خانمی آمدواین باردست پسربچه و دخترش راگرفته بودابتدابه نظرم رسیدکه دختربچه را قبلاً دیده ام ولی یادم نیامد،که خانم شروع کردبه دعا کردن هی میگفت: خدا به شماطول عمربدهدحاج آقا، خدا ان شاءالله به شماتوفیق بدهد.گفتم:چی شده خانم؟گفت:این بچه همان بچه ای است که اول شب آمدم خدمتتان وتوی بغلم بود.
پاهایش رانشان دادکاملاًخوب شده بودواصلاًاثری ازضعف وفلـــج دراونبودوگفت:شمارابه خداکسی نفهمد
گفتم:خانم این وقایع برای ماغیر منتظره نیست وتقریباًهمیشه از این جورچیزهامی بینیم گفت:هفته دیگر همراه پدرش می آییم وگوسفندی می آوریم بعدخداحافظی کردو رفـت.هفتــه بعدآمــدندوگوسفنـدی آوردند ذبح کــردندوخیلی اظهــار تشـکر کردند من خودبچه رادیدم و بغلش کردم وبوسیدم.
غیبت امام زمان(عج)همواره مسئله ای مهـم،معتبـرواصیل بوده است به گونه.ای که همه معصومین(ع) بارهـابوجودمبارک ایشان اشاره فرموده اندوروایات شیعه وغیرشیعه دراین باره ازحدتواترهم بالاتراست.
محمدبن.عثمان.عمری.میگوید:
در خدمت امــام حسـن عسکری(ع) بودیم که شنیدم پدرم ازایشان پرسید این سخن حق است که ازپیامبر(ص) نقل شده:هــرکس بمیردوامام زمان خودرانشناسدبه مرگ جاهلیت مرده است؟
فرمود:آری این سخن درست است
وهیچ تردیدی درآن نیست همانطورکه درروزبودن روزروشن شکی نیست.سپس پدرم عرض کرد پس ازرحلت شماامام بعدی کیست؟
امام حسن عسکری(ع)به نام حضرت ولیعصر(عج)اشاره.کردوفرمود:اوغیبتی طولانی داردکه درآن عده ای سر گردان،گروهی هلاک ودسته ای دچارتردیدمیشوند.براین اساس غیبت حضرت ولی عصر(عج)برای عده ای دشوارمی آیدوشبهات،اذهان بسیاری رامسموم میکندازسویی زمان ظهور وجودمبارک بقیه الله الاعظم(عج) معلوم نیست،گرچه مابایــدهمــواره منتظر ظهورخجسته حضرتش باشیم وامکان داردخدای نخواسته غیبت ایشان طولانی شودوتردیدهاوشبهه هانیزافزایش یابد،چه کنیم تابه این تردیدهادرابعادفردی.یااجتماعی مبتلا
نشویم؟
درباره مباحث ومسائل دینی،به ویژه
چالشهای فراروی حکومت اسلامی نظیرمبحث ولایت فقیه،به دام قرائت های مختلف گرفتارنیاییم.درباتلاق شبهات فرونرویم وباشناخت اصیل امام وامامت مشکلات موجوددراین زمان رابازشناخته وبگشاییم.شناخت ولی خداوامام عصر(عج)تنهاراه نجات ورستگاری است که بادرخواست ازذات اقدس خداوندومجاهده علمی وعملی،شدنی است.وعده نجات از جهالت ورهایی ازظلمت گمراهی، دل انسانهای بصیرراازدیربازبه خود مشغول داشته است به همین سبب بعضی ازشاگردان خاص اهل بیت برای یافتن طریق هدایت سؤالاتی درباره معرفت آخرین حجت الهی درمحضرایشان مطرح کرده اندچنان که جناب زراره میگوید:ازامام صادق(ع)شنیدم که می فرمود: قائم ما پیش ازقیام خودغیبتی طولانی خواهدداشت.عرض کردم چرا؟
فرمود: اگرظاهرباشـداورامی کشند،
سپس فرمود: ای زراره اوست که انتظارش رامی کشندومردم در ولادتــش شک می کننــد،بـرخی میگویندپدرش ازدنیارفته وفرزندی ازخودبه جای نگذارده است،بعضی می گوینددرشکم مادرش است، گروهی می گویندغائب است، دسته ای می گویندبه دنیانیامده و عده ای می گوینددوسال قبل ازوفات پدرش به دنیاآمده است، اوهمان موعود منتظراست ولی خدای متعال می خواهدتا شیعیان را بیازمایدودراین آزمایش دشوار،باطل گرایان دچار تردیدمی شوند.
زراره که گویا ازچنین فضای پر شبهه ای،هراسناک گردیده وبه فکرفرومی رودبه امام صادق(ع) عرض می کند:فدایت شوم اگرمن درآن زمان بودم چه کنم؟حضرت فرمود: اگرآن زمان رادرک کــردی
پیوسته دل به این دعامشغول دار:
«اللهم عرفنی نفسک،فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک،لم اعرف حجتک،اللهم عرفنی حجتک،فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی»
البته بایدتوجه داشت که دعا،تنها مجموعه ای ازالفاظ برای خواندن ودرخواست کردن نیست بلکه معارف عمیق ودرسهای ارزشمندی دردعاهای معصومین(ع)نهفته است که فهم آنهاوتأمّل درآموزه هایشان آثارارزشمندعلمی وعملی به بار می آورد،چنان که زراره درپی آن است که بااین درس گرانقدرمشکل خویش رابگشاید.
برای شناخت مقام والای امامت وشخصیت منحصربه فردامام عصر که یگانه وسیله برای رسیدن به سعادت ونجــات اسـت،راه های فراوانی است که بررسی عمیق و دقیق دعاهاوزیارتهایی که ازخود حضرت رسیده ویا فرموده امامان دیگردرباره آن حضرت است از بهترین این راهها است.
توجه قلبی ودقت درخواندن دعاهایی چون دعای عهد،فرج،ندبه وزیارتهایی مثل زیارت آل یاسین وزیارت جامعه کبیره ودیگردعاهایی که به حضرت حجّت مربوط است می تواندافق های تازه ای ازمعرفت نسبت به امام عصر(عج)رابه روی ما بگشاید و ما را به راه رستگاری و هدایت رهنمون کند.
التماس دعا
روزی برهمه تقویم هانوشته می شود:
تعطیل
روزظهور قائم آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج
یکی ازاعمالی که سیدبن طاووس(ره) به آن بسیاراهمیّت می داد،صدقه برای حفظ وجودمقدّس امام زمان بوده است چون یکی ازتکالیف زمان غیبت،صدقه دادن برای حفظ وجود مبارک امام زمان است.
به طورکلّی صدقه آثاری دارد:
یکی اینکه صدقه نمایشگرصداقت ایمان مؤمن است که با انجام آن نشان می دهد تاچه حددروادی ایمان وخدا پرستی صادق است وازاین طریق نیازمندیهای مؤمنان رفع می گرددو رفاه عمومی به وجودمی آیدو همچنین صدقه یکی ازعوامل سازندگی انسان نیزهست.
چنان که قرآن کریم می فرماید:
ای رسول ما:توازمؤمنان صدقات را دریافت کن تاباآن صدقات نفس آنهاراپاک وپاکیزه سازی.مؤمن صـدقه را بایـدیا برای فایده وغرضی که درنظرداردبدهد ویابرای حفظ جان خودویا محبوب وعزیزی که بسیارنزداوگرامی است،وچه محبوبی بالاترازامام زمان که اصلاح بسیاری ازاموردینی وآخرتمان بستگی به وجود وسلامتی آن حضرت داردواین مطلب به دلیل عقل ونقل ثابت است که هیچ شخصی عزیزتر وگرامی تراز وجود مقدّس امام زمان نیست ونبایدباشد بلکه حضرتش باید محبوبترازنفس خودمان باشدواگرچنین اعتقادی نداشته باشیم درایمان ومعرفتمان نسبت به آن حضرت ضعف وخللی وجوددارد.
لذاسید(ره) به فرزند خود سفارش می فرمایدکه: ابتداکن به صدقه دادن برای آن حضرت قبل از اینکه برای خودت وعزیزانت صدقه بدهی.
بایدتوجه داشت که آن حضرت هیچ احتیاجی به صدقه ودعای ماندارد بلـکه ازشــؤن بنـدگی وادای بعضـی حقوق بزرگ آن حضرت است وخودیک نوع اظهار محبت ودوستی به آنجناب است واین عمل راه وسببی است برای جلب رضایت پروردگاروحصول قرب به خداوند درقضای حوائج ودفع بلا.
لذاآثارصدقه به انفاق کنندگان آن می رسد مخصوصاًاگرانفاق برای اظهارمحبّت ودعابرای وجودمقدس امام باشد.
طلبه ای موثق راجع به صدقه دادن برای وجودمقدس امام زمان می گفت: شبی ازحرم امام رضاuبه طرف مدرسه می آمدم درآن شب بسیار برای امام زمانم دعاکردم ودرفراقش اشک ریختم دروقت برگشتن ازحرم به بازار سرشوررسیدم که فقیری جلوی مرا گرفت وازمن چیزی خواست، هرچه دست درجیب لباسم کردم چیـزی پیدا نکردم مـگریــک پنج ریالی،آن راباآنکه کم بودبا شرمندگی به آن فقیردادم ونیّت کردم که این صدقه برای حفظ وجودمقدّس امام زمانم باشد.
فردای آن شب هنگامی که برای حضوردردرس به بازارسرشوررسیدم یکی ازکسبه که مرامی شناخت تا چشمش به من افتاد مراباصدای بلند صدازد،وقتی که پیش اورفتم گفت: دیشب چه عملی انجام دادی؟ گفتم: مگرچه شده است؟
گفت: دیشب درعالم رؤیادیدم حضرت بقیه اللهuسواربراسب سفید رنگی هستندوواردبازارسرشورشدند وجمعیّتی پشت سرآن حضرت در حرکت بودندکه فرمودند: آمده ام جزای فلان طلبه رابدهم واسم تورا بردند.
من با شنیدن این خبردلم شکست ومتوجه محبّت ومهربانی امام زمانم شدم وگفتم دیشب من برای آن حضرت صدقه ناچیزی دادم.
سیدبن طاووس(ره) درکتاب «امان الاخطار» درضمن دعایی که برای صدقه دادن دروقت سفرذکرمی کند می نویسد:خدایا،این صدقه ازآن تو وبرای تواست وصدقه ای برای سلامتی مولایمان حضرت مهدیu می باشد،براودرودفرست آن هنگام که درسفراست ودرتمام حرکتهاو استراحتهایش،درتمامی اوقات شب وروزش وصدقه ای برای هرچه که متعلق به اوست.
«برگرفته از:کتاب امام زمان وسیدبن طاووس»
غضب الهی درغیبت امام زمان
خدای متعال برای هدایت انسانها،امامان ازاهل بیت پیامبررامعرفی کردتامردم بامراجعه به ایشان ازگمراهی نجات یافته وبه سعادت ابدی برسند واین بزرگترین نعمت خدابرانسانهابوده است،زیراتنهاوسیله هدایت،همین چهارده معصوم هستند.امّت اسلام این افتخارراپیداکردندکه باسیزده نفرازاین بزرگواران زندگی کنندواز محضرآنها استفاده ببرندالبته باکمال تأسف ازامکان استفاده ای که برای امّت بود، تعدادبسیاراندکی استفاده صحیح کردندولی خداوندنعمت حضورایشان راتاقبل از آخرین امام ازمردم سلب نکرد.
بایدتوجه داشت که اگرخداوندنعمتی رابدون آنکه شخصی استحقاق آن راداشته باشدبه اوارزانی کنداین لطف خدا«فضل»نامیده می شودواگربعدازمدتی آن نعمت راسلب کرد،چون دراصل استحقاقی برای به دست آوردن آن نداشته است،ظلمی ازطرف خداوندبه اوصورت نگرفته وگرفتن آن نعمت عین«عدل»است.
برخداواجب نیست که همواره وبرای همه کس بافضل خودرفتارکندبلکه گاهی به فضل وگاهی هم به عدل خویش رفتارمی کندوهردوحالت حکیمانه است.
اماالبته هیچ لزومی نداردکه ماانسانهاهم ازحکمت رفتارمتفاوت خداوندبامخلوقات خود،سردرآوریم.آنچه اوانجام می دهدچه عدل وچه فضل، قطعاً حکیمانه است چه ماحکمت آن رابفهمیم وچه نفهمیم.فهم حکمت کارهای خدا هم،اگر امکان پذیر باشد،نوعاً ازطرق عدله نقلی میسراست ودرحدتشخیص و روشنگری عقل آدمی نمی باشد.
*سنت قطعی الهی درسلب نعمتها
یکی ازسنتهای الهی که درقرآن وروایات بیان شده این است:
خداوندوضعیت یک گروه راتغییرنمی دهدمگرآنکه خودشان وضع خودرا دگرگون کنند«رعد،آیه13»
این به دلیل آن است که خداوندنعمتی راکه به یک گروه عطافرموده تغییرنمیدهد مگرآنکه آنهاوضع خودرادگرگون کنند«انفال،آیه8»
امام باقرمی فرماید:قضای حتمی خدا این است که اگربه بنده اش نعمتی عنایت فرمایدآن نعمت را ازاونمی گیردمگرآنکه گناهی مرتکب شودکه استحقاق سلب آن نعمت راپیداکندواین مطلب همان قول خداونداست که فرمود:خداوندوضعیت یک گروه راتغییرنمیدهدمگرآنکه خودشان وضع خودرادگرگون کننند«تفسیرنورالثقلین،ج2»
این سنت الهی یکی ارمصادیق سبقت گرفتن رحمت خدابرغضب اوست،بنابراین هرچندگرفتن یک نعمت ازیک امّت،ظلم نسبت به آنهانیست اماطبق آنچه خود خدا مقرّرفرموده تاآن امت دربرابرنعمت خداوندناشکری وقدرناشناسی نکنند مبتلابه سلب آن نمی گردند.
باتوجه به این مقدمه می توان گفت: هرچندحکمت غیبت امام عصر(عج) برای مابه طورکامل روشن نشده وطبق احادیثی که دراین خصوص واردشده،علت آن پس ازظهورحضرت مشخص می گردد،امایکی ازحکمتها وعلتهایی که برای آن ذکر شده وبه خودمردم برمی گردد،مسأله غضب خداوندبرامت قدرناشناس پیامبرrمی باشد.نعمت حضورائمهu فضل بزرگی ازطرف خدابرامّت اسلام بوده است که متأسفانه به خاطرمعاصی خود،مبتلا به سلب آن گشته اند.
امام باقرمی فرمایند: وقتی خدای متعال برآفریده های خودغضب نماید،مااهل بیت را ازمجاورت باآنهادورمی کند.دراختیارمردم بودن امامان برای رجوع سهل وساده به ایشان،ازمصادیق فضل خداست ودورکردن امام ازدسترسی عادی به ایشان،مطابق عدل الهی است.آن فضل،براین عدل مقدّم بوده است ولی غضب خداسبب عدول ازفضل به عدل گردیدواین غضب هم نتیجه نافرمانی ومعصیت خودمسلمانان است.
به هرحال انکارنمی توان کردکه محرومیّت مردم ازاستفاده عادّی بردن ازامام زمانuدرزمان غیبت، ازبزرگترین محرومیّت هایی است که هیچ چیزجای آن را درزندگی نمی گیرد.ما ازاین بابت نه خرسندوخوشحال بلکه ناراضی وناراحت هستیم امانه ازخداوندکه عدل اوجای ناراحتی وناخرسندی نداردبلکه ازخودوگناه خودومردمان دیگری که سبب این غضب الهی رافراهم کرده اندبه خصوص که می دانیم خداوندباغیبت امام امّت رامتحان می کندوبسیاری ازامام شناسها دراین امتحان سرافکنده ومردودمی شوند.
*امتحان سخت دینداری درزمان غیبت
«امتحان»یکی ازحکمتهای الهی است که بنایه دلایل نقلی،درامرغیبت امام زمان وجودداشته است،امتحانی که بسیاری ازشیعیان موفقیتی درآن پیدانمی کنند.
امام کاظم میفرماید: صاحب این امر(ولایت وامامت)غیبتی داردکه درآن معتقدات به امامت هم ازاعتقادخودبرمی گردندوامرغیبت چیزی نیست جزامتحانی ازجانب خداکه خلق خودرابه آن می آزماید.
این امتحان خاصّ معتقدان به امامت است، ودیگران قبل ازاین رتبه،درامتحانهای قبل شکست خورده وازرده خارج شده انداکنون درزمان غیبت آخرین پیشوا، خداوند می خواهدثابت قدمهارا ازافرادسست ایمان وسطحی نگرجدانماید.
امام صادق می فرمایند:توجه داشته باشید،قسم به خدا امام شماسالهایی از روزگارتان رادرغیبت خواهدبودوشماموردآزمایش سخت قرارخواهیدگرفت تا آنجاکه گفته می شود: امام زمان ازدنیارفت،کشته شد،به هلاکت رسید.به کدام دره واردشد؟وهمانادیدگان مؤمنان برآن امام اشک می ریزدوشماهمچون کشتیهایی که گرفتار امواج دریاشده وسرنگون می شوند،سرنگون خواهیدشد.
انسان بایددراعتقادات خودسخت استوارباشدتا دراثراین سختیهاوناملایمات نلغزد و درعقایدخودسست نشود.ازاین جهت بایدازپیشوایان خودبسیارسپاس گزارباشیم که قبل ازآنکه زمان غیبت فرابرسد،مارا ازخطرات ولغزش گاههای آن آگاه کرده اند.
*ازیادبردن امام درزمان غیبت
امتحانِ غیبت کاررابه جایی می رساندکه اکثرکسانی که معتقدبه امامت امام غایب هستند،ازعقیدۀ خودبرمی گردندودیگرچندان اسمی ازحضرت نمی برندویادی هم ازآن بزرگوارنمی کنند.
صَقربن ابی دُلَف می گوید:ازامام جوادشنیدم که می فرماید: امام بعدازمن پسرم علی است.امراو امرمن،سخن اوسخن من، واطاعت اواطاعت من است وامام پس از اوپسرش حسن است امراوامرپدرش واطاعت اواطاعت پدرش می باشد.
سپس حضرت سکوت فرمودند: عرض کردم: ای پسررسول خداپس امام بعد از حسن کیست؟حضرت گریه شدیدی کردندوسپس فرمودند: بعدازحسن پسرش، قائم به حق است که انتظارظهورش می رود.عرضه داشتم: ای پسررسول خدا،چرا ایشان قائم نامیده شده اند؟فرمودند: چون اوزمانی قیام می کندکه یادش مردهاست واکثرمعتقدان به امامت وی،ازعقیدۀ خودبازگشته اند«اصول کافی،ج1ص336»
آری،آنقدربی وفایی وقدرناشناسی نسبت به امام زنده درزمان غیبت زیادمی شود که نام ویاد ایشان درجامعه می میردواکثرشیعیانش آن اعتقادی که بایدبه امامت ایشان داشته باشندازدست می دهند.
*حفظ دین درزمان غیبت
همانطورکه گذشت مهم ترین خطری که درزمان غیبت امام عصرما راتهدید می کندخطرازدست رفتن اعتقادات صحیح وبی دین شدن است.به همین جهت در خصوص زمان غیبت سفارشات اکیدی برمراقبت ازدین شده است.
امام کاظم می فرمایند: وقتی پنجمین فرزندازفرزندان امام هفتم غایب گردید، درمورددین خودبسیارمراقب باشیدوخدارادرحفظ آن فراموش نکنیدتامباداکسی شما را ازدینتان جداکند«اصول کافی،ج1ص336»
حفظ دین درزمان غیبت کارساده ای نیست وبه صرف اینکه انسان تصمیم قلبی بر انجام آن بگیرد، محقق نمی شود.تحقق هرچیزی راه خاصی داردکه بایدازآن راه واردشدوکسی که ازراهش واردنشود،نبایدانتظارحصول آن راداشته باشد.حفظ دین هم بایدازراه خودش باشد.
*دینداری غریبانه
اوضاع زمان غیبت یک اوضاع آرام وبی دردسرنیست شرایط به گونه ای است که انسان نبایدازخطراتی که دینش راتهدیدمی کند، غافل شود.غفلت ازاین امرهمان وازدست رفتن دین همان.انسان بایدبه مصلحت خودش بیندیشدومشکلات زندگی اورا ازسعادت خویش غافل نسازد.به تعبیری که درروایات آمده است بایددینش رابگیردو فرارکند.یعنی ازمقابل دشمنانی که به اَشکال مختلف می خواهندبه دین
اولطمه واردکنندبگریزد.
هرکسی،توانایی مقابله وازپادرآوردن دشمن رانداردحفظ خودبیش ازهرچیز دیگری اهمیت دارد.
امام جوادمیفرماید: بعدازمرگ پسرم علی(حضرت هادی) نوری ظاهرمی شود (حضرت عسکری) سپس نورپنهان می گردد(زمان غیبت امام زمان)پس وای برکسی که به شک وتردیدافتد وخوشابه حال آن غریبی که دین خود رابردارد وفرارنماید.
درزمان غیبت،غریبانه زیستن انسان رادربرابرانحرافات بهترحفظ می کند.این صفتی است که مؤمنان ازامام غریب خودحضرت بقیه الله به ارث میبرند«غیبت نعمانی،باب10»
انشاءالله ما از ایمان نگهدارنده های زمان غیبت باشیم وبه افتخارسربازی امام زمان درعصرحضور نائل آییم. به امیدآنروز....
ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدّتهاى طولانى خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانى از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مىشود.شیطان بر هر موجودى گفته مىشود که انسان را فریب دهد،خواه از جنیان باشد یا از انسانها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاک بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یک دستور الهی که سجده و تعظیم در مقابل انسان بود ، لغزید«سوره بقره، آیه 34»و از درگاه الهى رانده شد«سوره حجر آیه 34»
شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد.
شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسانها را بفریبد مگر کسانى را که مؤمن باشند.«سوره ص آیات 83 و 82.»
و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد.اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت ، مىتوان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس اماره درون انسان است که انسانها را به سوى بدى و دور شدن ا ز خدا امر مىکنند. از طرف دیگر گرایش به سوى کمال و نیکى و خرد و رسولان و پیامبران الهى، در مقابل آنها قرار مىگیرند تا انسانها را به کمال و خوشبختى سوق دهند. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است که وى مىتواند با اختیار خود، یکى از دو راه را انتخاب کند تا به سعادت یا شقاوت برسد. بنابراین اگر نفس اماره و نیروهاى سرکش و شیطانها نبودند، انسان نمىتوانست در معرض آزمون الهى قرار گیرد و با نفى و طرد و مبارزه با آنها، موجب شکوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى و سیر در مسیر کمال و خوشبختى و سعادت ابدى شود، پس شیطان شر مطلق نیست.
"علامه طباطبایى" فرموده است: "اگر شیطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود، و وجود شیطانى که انسان را به شر و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله کناره و لبه جاده است و معلوم است که تا دو طرفى براى جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمىشود".(تفسیر المیزان، ترجمه فارسى، ج 8، ص 50)
به تجریه و تحقیق ثابت شده است که فلزّات براى آن که از ناخالصى و زوائد پاک شوند، باید در کورههاى داغ قرار گیرند تا پس از آن به شکل فلزى با ارزش درآیند. انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود که در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارقالعاده خود را شکوفا کند.
بنابراین ماهیت وجود انسانی ، ماهیت موجود دارای اختیارو انتخاب است و چون مسئله انتخاب به میان آید ، باید دو طرف نیک و بد فرض شود تا انتخاب و اختیار معنا داشته باشد.پس خداوند چون انسان را موجود دارای اختیار آفرید ، نمی توان گفت چرا راههای گناه ( و از جمله وجود شیطان ) بسته نشد و چون راههای گناه بسته نشد ،راه دوزخ هم بسته نیست.
بله خداوند انسان را آفرید و هدف این است که او به بهشت دست یابد ، اما با اختیار و انتخاب خود او و طبعا انسان هائی وجود دارند که با سوء اختیار خود راه بهشت و رحمت الهی را انتخاب نمی کنند ، بلکه جایگاه دوزخ را انتخاب می کنند.
بنابراین وجود بهشت و دوزخ ، بنابر انتخاب و اختیار انسان ها است و انتخاب و اختیار انسان ها ، لازمه وجود موجود دارای اختیار است. پس نمی توان گفت چرا خداوند فقط بهشت را نیافرید .
هم چنین باید دانست که شیطان (چه شیطان جنی و چه شیطان انسی) با انواع حیلهها و القاها و زینت دادنها به زمینه گناه که در نفس انسان است، ترغیب میکند، امّا شیطان، علّت تامه گناه نیست به این معنا که غرائز نفسانی در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شیطان هم با ترفندهای خود به آن کمک میکند. بنابراین، اگر شیطان هم خلق نمی شد، انسان به وسیله همان غریزی که در وجودش هست، گناه می کرد، بله اگر شیطان نبود، انسان، کمتر گناه می کرد، چون تحریکات شیطانی نبود.
قلمرو قدرت شیطان در حد وسوسه است. "یوسوس فی صدور النّاس" لذا پیامبردر خطبه آخر شعبان فرمود: "یغلّ فیه الشیاطین؛ یعنی در ماه مبارک رمضان شیاطین در غل و زنجیرند و قدرت بر وسوسه ندارند". اما معصیت و گناه انسان ها در این ماه بسته و ختم نمی شود ، اگر چه کمتر می شود.
در مقابله وجود شیطان و نفس امّاره در جود انسان ، عقل و خرد وی و فطرت خداجوی وپیامبران الهی قرار دارند.پس دریک طرف نیروهای خیر و درطرف
دیگر نیروهای شر وجود دارند .
حدیثی را از امام صادق نقل می کنیم که فرمود: "اصول الکفر ثلاثة: الحرص و الاستکابر و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم حین نهی عن الشجرة حمله الحرص علی أن أکل منها و امّا الاستکبار فابلیس حیث امر بالسجود لآدم فأبی و امّا الحسد فابنا آدم حیث قتل احدهما صاحبه؛
امام صادق فرمود: ریشههای کفر سه چیز است: حرص و استکبار و حسد، امّا حرص، باعث شد که آدم از درختی که خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد و اما استکابر، باعث شد که ابلیس وقتی که خدا به او امر کرد که بر آدم سجده کن، سجده نکرد و باعث کفر او شد و امّا حسد باعث شد که قابیل، برادرش هابیل را بکشد«اصول کافی، ج 2،ص 289»
در این روایت ریشههای گناه را همان غرایز موجود در نفس انسان دانسته است. فریب شیطان از طریق همین نیروها در وجود انسان است و اگر کسی بتواند نیروهای وجود خود را در کنترل خود قرار دهد و عقل و خرد بر هواهای نفسانی غالب کند، فریب شیطان را نخواهد خورد.
«آب خوشگوار»
اوبسیاربه حج می رفت و ازمسافرتهایش خاطرات شیرین داشت، می گفت: در یکی ازسفرهایم یک روزازپیاده روی خسته شدم به سایۀ درختی رفتم تاچند لحظه ای استراحت کنم،خواب برچشمانم غلبه کردوقتی بیدارشدم که کاروان حج رفته بودومن تنهامانده بودم.
شیخ قاسم می گوید: نمی دانستم بایدبه کدام طرف بروم،وحشت سراپایم را گرفته بودبه یادم آمدآنچه راکه عالم بزرگوارسیّدبن طاوس درکتاب امام نوشته: که اگرکسی راه راگم کرده باصدای بلندصدابزند:یا اباصالح.
پس به سمتی متوجه شدم وبه آواز بلندصدا می کردم:یا اباصالح ومقصودم حضرت صاحب الامر uبود،دراین حال فریادمی کردم،عربی رادیدم که سواربرناقه ای است مانند عربهای بدوی به من فرمود: ازکاروان عقب مانده ای؟ گفتم:آری.
فرمود: درردیف من سوارشوتا تورابه قافله برسانم من سوارشدم،ساعتی نگذشت که به قافله رسیدیم مراپیاده کردوفرمود:برو.گفتم:تشنگی مرارنجورکرده دیدم اززین مرکب خودمشک آبی بیرون آوردومراسیراب کرد به خداسوگندکه هرگزلذیذتروگواراترازآن نیاشامیده ام،سپس به کاروان ملحق شدم ومتوجه اوشدم ولی اورا ندیدم ودرکاروان جستجوکردم وهرچه کوشش کردم دیگر او راندیدم.
«نجم الثاقب،ص۳۴۱»
روزی حضرت فاطمه زهرا(س)ازپدربزرگوارخودپرسیدند:پدرجان جزای آن دسته ازمردان ویازنانی که نمازراسبک می شمارند،چیست؟
پیامبرخدافرمودند:فاطمه جان هرکس نمازراسبک بشمارد،خداونداورابه پانزده مصیبت گرفتارمی کند.که شش نوع آن دردنیاوسه نوع آن دروقت مرگ وجان دادن وسه نوع درقبروسه نوع دیگردرقیامت ودرآن هنگامی که ازقبربرانگیخته شودخواهدبود.
مصیبت هائی که دردنیاخواهددیدعبارتنداز:
۱- خداوندخیروبرکت راازعمرش برمی دارد.
۲- خیروبرکت ازروزی اش برداشته می شود.
۳- خداوندنشانه صالحان راازچهره اش محومی کند.
۴- به اعمالش پاداش داده نمی شود.
۵- دعاهایش مستجاب نخواهدشد.
۶- دردعای مؤمنین سهیم نخواهدبودومشمول دعای خیرایشان نمی شود.
مصیبت هائی که هنگام مرگ خواهددید:
۱- ذلیلانه خواهدمرد.
۲- گرسنه جان میدهد.
۳- تشنه می میردبگونه ای که هیچ چیزتشنگی اورابرطرف نمی کند.
عذاب هایی که درقبردچارش می شود:
۱- فرشته ای مأمورمی شودتامرتّب اوراموردشکنجه قراردهد.
۲- قبرش تنگ وتاریک می شود.
۳- وحشت قبراورامی گیرد.
واماآنچه درقیامت مبتلایش می شود:
۱- ملکی رامأمورمی شودتااوراباصورت روی زمین بکشاندتااهل محشراوراتماشانمایند.
۲- محاسبه وبررسی اعمالش سخت ودقیق خواهدبود.
۳- موردرحمت ومحبّت خداوندقرارنمی گیردوبه عذابی دردناک دچارمی شود.
تمام اینهاعذاب شخصی است که نمازمی خوانداماآنراسبک می شمارد.حال اگربنده ای اصلاًنمازنخواندچه مصیبتهایی خواهددید....
«مستدرک الوسایل،ج۳ص۲۳»
ای پادشاه انس وجان ای مهدی صاحب زمان
بهرنجات دوستان مولابیامولابیا
من عاشق دلداده ام سربرخطت بنهاده ام
رحمی زپاافتاده ام مولابیامولابیا
دیوانه ام دیوانه ام ازخویشتن بیگانه ام
چون جغددرویرانه ام مولابیامولابیا
جرم من اینست عاشقم بروصل رویت شائقم
هرچندکه من نالایقم مولابیامولابیا
بیرون بیا ای ماه من ای دلبر دلخواه من
بنگربسوز وآه من مولابیامولابیا
در تمام ادیان ومذاهبی که در سراسر دنیا وجود دارد اعتقاد بوجود انسانی که روزی خواهد آمد وسراسر دنیا را پر ازعدل وداد خواهدکرد وجود دارد پس اصل وجود امام زمان درهمه ادیان ومذاهب ثابت است وهمه انتظار اورا می کشندمنتهی هر مذهب یادینی با نام مختلف آن شخص رامی شناسد این انتظار آنقدر ثواب دارد که درروایات از آن بعنوان تکمیل کننده ثواب اعمال نامبرده شده است هرکس این انتظار رابکشد ازقول امام صادق روایت شده است که مانند کسی است که در خیمه حضرت قائم درخدمت آن جناب باشدودر حدیث دیگر ازپدران خود نقل می کندهرکس انتظارفرج مارا داشته باشد مانند کسی است که درراه خدادرخون خودش غلطیده باشد ودرجای دیگر فرمودند خوشابحال شیعیان قائم ماکه درزمان غایب بودن او انتظار ظهور او را داشته باشندودر زمان ظهور ایشان ازاواطاعت نمایند واینان ازاولیاءخداوند هستندوترس وحزنی درروزجزاءبرآنان نیست.... در این جاقصد داریم برخی ازاسامی امام زمان رادرادیان مختلف جهان از نظر شماخواننده گرامی بگذرانیم:
|
نام کتاب مقدّس |
اسم مقدّس امام زمان |
نام کتاب مقدّس |
اسم مقدّس امام زمان | |
|
صحف ابراهیم |
صاحب |
برزین آذر فارس |
پرویز | |
|
زبورداوود |
قائم |
صحیفه آسمانی |
کلمه الحق | |
|
تورات توکوم |
قیدمو |
صحیفه آسمانی |
لسان الصدیق | |
|
تورات عبری |
ماشع |
کتاراتزی پیغمبر |
میزان الحق | |
|
انجیل |
محمیدآخر |
دوهر |
بقیه الله | |
|
زمزم زرتشت |
سروش ایزد |
قنطره |
قاطع | |
|
السیاق زندوپازند |
بهرام |
دید ابراهیم |
منصور | |
|
درزندوپازند |
بنده یزدان |
انجیل یوحنا |
تسلی دهنده | |
|
هزارنامه هندیان |
لندبطاوا |
تورات |
شیلو | |
|
ارماطس |
شماخیل |
انجیل های ۳گانه |
پسر انسان | |
|
جاویدان |
خوراند |
کتاب دانیال |
قائم | |
|
کندرال فرنگیان |
خجسته |
اوستا |
سوشیانس | |
|
کتاب شعیای نبی |
فیروز |
شاکمونی |
قائم | |
|
کتاب محسوس |
خسرو |
پاتیکل هندوها |
|